|
|
|
|
|
مقالات |
||
| صفحه اول اخبار جغرافیا تاریخ فرهنگ و هنر موسیقی عکس گوناگون سایتهای بلوچستان تازه ها پیامهای شما دنیای سایتها | ||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
طایفه گری دربلوچستان
در بلوچستان «ذات» تعيين كننده پايگاه اجتماعى افراد و گروههاست. ذات در اصل همان اصل و نسب است. هويّت يك فرد وابسته به ذاتى است كه در آن متولد شده و زندگى مىكند. بطور كلى هر فرد بلوچ از هنگام تولد، يك وابستگى ذهنى به ذاتى مشخص دارد و در نتيجه آن هيچگاه خويشتن را تنها و بىكس احساس نمىكند، چرا كه اساس تشكيل ذات، خون مشتركى است كه در رگهاى افراد وابسته به آن جريان دارد و نتيجه اين اشتراك خون، چيزى جز تعصب نژادى نيست. تعصب نژادى چنان در بين بلوچها ريشه دوانيده است كه خوشنامى و يا بدنامى، پيروزى و يا شكست، صواب يا خطاى فرد در امور گوناگون، پيش از اينكه براى خودش افتخار و سربلندى و يا برعكس موجب سرافكندگى و شرمسارى گردد، مؤثر دروجه ذاتش است و در كارنامه خانوادگى ذات ثبت مىشود. فرودستان جامعه براى حفظ خود در شرايط دشوار زندگى مجبورند كه به يكى از ذات هاى بالا وابسته شوند تا تحت چتر حمايت آنان قرار گيرند. از ديگر ويژگيهاى ذات، برابرى و برادرى به عنوان يك اصل پذيرفته شده است. در بلوچستان تمام افراد يك ذات، يكسان و برابرند و كسى را بر ديگرى رجحان و برترى نيست، مگر در مواردى كه فرد يا افرادى در كسب وجهايى، مقبول براى ذات بكوشند و يا باعث از بين رفتن آبرو و حيثيت ذات خود شوند، در اين صورت دسته نخست مورد احترام و گروه دوم مورد نفرت و انزجار ذات خويش قرار مىگيرند. ازدواج در بين ذاتها درون گروهى است، و ممكن است ذاتهاى برتر نيز با يكديگر ازدواج بكنند. ذاتهاى پائين جامعه شامل غلامان، دَرزاده ها، استاها مىباشند، ذاتهاى بالاتر مىتوانند از ذاتهاى پايين تر نيز زن بگيرند اما بالعکس آن ازمحالات است. انسجام درونى ذاتى نتيجه مهمى در بر دارد و آن اتحاد و انسجام كلى ذات است. اين اتحاد به حدى محكم و قوى است كه اگر اختلافى در درون ذات رخ دهد، بيگانگان حق دخالت و اظهار نظر ندارند. مسأله مهم ديگرى كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه هيچ يك از ذاتها خود را از ديگران كمتر نمىدانند و هر ذات براى خود اصل و نسبى بالاتر از سايرين قائل است. نتيجه اين خودخواهي ها چيزى جز كينه توزى و جنگهاى «بين ذاتى»یاطایفه ای نيست كه اتحاد و انسجام درچنين جامعهاى دور از انتظار است. درگیری های طایفه ای وازبین بردن یکدیگر باهروسیله ای ،سنتی است که ریشه درجهالت های ماقبل تاریخ داردوامروزه نیزبلوچستان بستری برای بزرگداشت این رسم جاهلی وعامل تباهی بلوچ وسکون اودردنیای متمدن قرن بیست ویکم است. در زمينه تيره هاى نژادى و قومى مختلفى كه اكنون در بلوچستان متوطن شده اند، و جايگاه اجتماعى آنان در ميان ساير اقوام ، چگونگى ادغام يا عدم ادغام آنان با سايرين، منابع موثقی وجود ندارد. جزسياه پوستان كه به علت تيرگى رنگ پوست و سابقه تاريخى مشخصشان، مىتوان به آسانی آنان را يادگار دوران برده دارى دانست. ازچرايى و چگونى مهاجرت اكثر اقوام بدين خطّه، و سرنوشت آنان در اينجا، اطلاعات جامعى در دست نيست، آنچه هست در قصه هاست كه صحت و سقم آنها سخت مورد ترديد است. اين نكته قابل توجه است كه در بلوچستان بسيارى از طايفه ها ايرانى الاصل نيستند، مثلاً مىگويند موطن اصلى طايفه «رئيسى ها» مصر بوده است، يا «هوتها» از اعراب يمن و «رندها» از سوريه، «دَرزاده ها» از آفريقا، «شيخزاده ها» از جنوب قندهار افغانستان «بليده ايها» و قوم «بَرّ» از مسقط و عمان و«بارکزیی ها» ازافغانستان به بلوچستان آمده اند. شناخت بلوچ اصیل ازبین این همه گروه های قومی مشکل می نماید،امااتحاد آنها( بلوچها) فارغ ازنسب وریشه که دارای لباس ، زبان ، فرهنگ و....... مشترک هستند برای برون رفت ازجهان ششم ضروری می نماید.
| |||
|
|
|
|